چه باید کرد؟؟

  • محسن مهاجرنیا
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما

تحلیل جریان شناسانه فضاي سیاسی فرهنگی کشور،بیانگر این است که دنیای مجازی همسو با دنیای واقعی در قبال ارزش های انقلاب اسلامی سه موضعگیری را در پیش گرفته است:

۱ طیف گسترده ای که گویا هوادار توسعه همه جانبه، فضاي باز سیاسی، تسامح و تساهل و قرائت متكثر و متغيري از دين و ارزش هاي انقلاب دارند. منتقد وضع موجودند.آنان مواضع خود را در قالب مطالب،نوشتجات، فایل ها کلیپ های سوال برانگیز، جذاب ونو عرضه می کنند. تاثیر تبلیغاتی آنها علاوه بر شارژکردن هواداران این طیف سبب تحریک و جذب جوانان، آدم های بیطرف و مسئله دار می شود.
۲ طیفی که خود را طرفدار ارزش های انقلابی و اسلامی نشان می دهد و نوعاً در همه صحنه های انقلاب هم حضور داشته و گویا به پای انقلاب ایستاده اما سبک و سیاق تبلیغاتی آنها در دنياي مجازي جذاب، عالمانه و حساب شده نیست. آنها با احساس مسئولیت و قصد قربت، حجم گسترده‌ای از کلیپ ها و مطالب تکراری که نه به روش انتقادی بلکه نیش دار. طعنه ای و تعریضی و گاهی با لعن و نفرین و آرزوی نابودی و رسوایی رقیب فکری همراه است. منتشر می کنند که نوعاً تاثیر آنها تنها به داغ کردن، ایجاد هیجان و تعصب در میان هواداران همین طیف است و کمتر در جوانان، افراد خنثی و بیطرف تاثیر گذار است.
۳ طیف متوسطی که گویا دغدغه دین و توسعه توآمان دارد و افراط و تفریط و آثار مخرب و بی ثمر به حال ارز ش ها و کشور را درهر دو طیف، مشاهده می کند. آثار تخریبی مواضع رادیکال های به ظاهر اصلاح طلب دیروز و اصولگرای امروز را درک می کند که هر دو تیشه به ریشه ملک و ملت می زنند و به جای هم افزایی و حرکت رو به جلو و تقویت مبانی تئوريك انديشه انقلاب اسلامي به سرمایه سوزي بيرحمانه و به پمپاژ کینه و اختلاف و واگرایی مشغول هستند.
اين طيف ضمن اعتقاد به ارزش هاي انقلابي، منتقد وادادگی، انفعال و تحجر و تصلب موجود است.معتقد است باید به جای نیش و طعنه و کنایه و لعن و تخریب رقیب فکری، مواضع اصلاحی و ایجابی و تقویت مبانی فکری انقلاب و اسلام را در پیش گرفت.
در شرایط بحرانی امروز و دیروز معتقد است باید به کارگزاران نظام کمک کنیم، راه حل بدهیم، جهت بدهیم و فضاي مناسب ایجاد کنیم، تشویق کنیم تا برای برون رفت از وضع بحرانی موجودکار کنند.
اما این گروه هم حضور بسيار كم رنگ و بی تحرکی در عرصه دنیای مجازی دارد و هم از طرف هر دو طیف متهم است.
اما بالاخره چه باید کرد؟
وقتی هر سه طیف معتقدند مواضع خودشان حق است و به صلاح انقلاب اسلامی و کشور است
وجه جمعی که بر مدار منافع ملی بچرخد میانشان بسیار اندک است.
هر کدام بر مرکب خویش می راند و متاسفانه هیچکس دنبال جمع کردن و تقریب بین المذاهب سیاسی و وحدت و همگرایی و هم افزایی و برقراری آتش بس و ایجاد یک رویکرد مثبت اندیش نیست.
واگرایی لجام گسیخته ای بر افق کشور حاکم شده است که هر چه به پیش می رود شعاع فاصله ها را بیشتر می کند
.
✍به باور نگارنده این سطور مهم ترین بحران و درد امروز کشورند
فقدان اراده تجمیع کننده

ظرفیت‌ها و سرمایه‌ها است

امروز شدیدا محتاج آنیم تا مطلوبیت‌های فلسفی و باورهای اعتقادی را با واقعیت‌های جامعه شناختی و هنجارهای فقیهانه تلفیق و تمزیج کنیم و چونان تاجری فرصت‌طلب با تسخیر بازار عقلانیت به عرضه کالای اندیشه ناب انقلاب اهتمام بورزیم. که جای درنگ نیست و به تعبیر مولا وقت تنگ است و راه دراز و توشه اندک و گرگان در کمین زیاد!!
ادامه دارد…

پاسخ دهید