• مهراب صادق‌نیا
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما

شهروندی دوگانه» اصطلاحی است که پیتر برگر برای توضیح روش دین‌پژوهی خود از آن استفاده کرده است؛ در نظر او ممکن است کسی هم به کار الهیات بپردازد و چون یک الاهیدان از دین سخن بگوید و هم خود را از شمار محققان و دین‌پژوهان بداند. به این معنی که می‌تواند هم‌زمان، هم به یافته‌های تجربی تکیه کند و هم به داده‌های وحیانی.

شمار زیادی از فراگیران علوم دینی یا اصطلاحاً طلبه‌ها، مستند به این روش( اگر چه ناخودآگاه) شهروند دوگانه شده‌اند. هم شهروند معارف وحیانی هستند و هم در بندِ یافته‌های غیر وحیانی. آنان تلاش دارند که بگویند می‌توان هم‌زمان هم داده‌های وحیانی را حرمت داشت و هم از یافته‌های تجربی، فلسفی، و یا عقلانی در معنای مدرنش سخن گفت.
از این شوخی و شدنی یا ناشدنی بودنش که بگذریم؛ شهروندی دوگانه بد دردی است. همواره دلم به حال کسانی که میان سنّت و مدرنیته، علم(تجربی) و وحی در رفت و آمدند می‌سوزد. چه کار سختی دارند آنان که از تفسیر علمی متون مقدس دفاع می‌کنند، ولی همواره به علوم تجربی و نظریه‌پردازان این علوم بدگمانند. یا آنان که فکر می‌کنند می‌توان دین را به قرارگاه عقل(مدرن) برد ولی همواره به ناسازگاری‌اش با دین بدگمانند.

پاسخ دهید