دیروز و به مناسبت میلاد فرخنده‌ی امام حسن عسکری علیه‌السلام، در دانشگاه ادیان چند دقیقه‌ای سخن گفتم. چکیده‌ی این سخنان از این قرار بود:

  •  از کارکردهای مهم آئین و منسک آن است که جامعه را به امرِ قدسی نزدیک می‌کند. به همین دلیل، مشارکت در آئین‌هایی که به مناسبت ولادت و یا شهادت حضرات معصومین علیهم‌السلام برگزار می‌شود، به مشارکت‌کنندگان کمک می‌کند تا به حوزه‌ی امر مقدس نزدیک شوند. در این جلسه مناسب دیدم که از وجود نازنین امام حسن عسکری(ع) روایتی بخوانم که به ما کمک کند تا با سنّت دینی خود آشناتر شویم. حضور و تحصیل ما در دانشگاه ادیان، زمینه‌ی آشنایی ما را با دیگر سنت‌های مذهبی و دینی فراهم آورده است؛ با این حال، نباید از سنت دینی خود و ادبیات فاخرش، بویژه از آن‌چه از پیامبر اکرم(ص) و خاندان طاهرینش(ع) برای ما به یادگار مانده است، غفلت کنیم.
  • از امام حسن عسکری علیه‌السلام روایت شده است که: بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ يَكُونُ ذا وَجْهَيْنِ وَ ذالِسانَيْنِ، يَطْرى خاهُ شاهِداً وَ يَكُلُهُ غائِباً، إنْ أُعْطِىَ حَسَدَهُ، وَ إنْ ابْتُلِىَ خَذَلَهُ.(بحارالانوار، ج۷۵، ص. ۳۷۳). بعنی: بد آدمى است آن كه داراى دو چهره و دو زبان مى باشد؛ دوست و برادرش را در حضور، تعريف و تمجيد مى كند ولى در غياب و پشت سر، بدگوئى و مذمّت مى‌نمايد كه همانند خوردن گوشت هاى بدن او محسوب مى شود، چنين شخص دو چهره اگر دوستش در آسايش و رفاه باشد حسادت مى ورزد و اگر در ناراحتى و سختى باشد زخم زبان مى زند.
  • این حدیث در مذمّت انسانی‌هایی است که دو رو و دو زبان دارند. این افراد از دو جهت به دیگران و جامعه آسیب می‌رسانند. از یک سو سبب می‌شوند تا دیگران گرفتار آزار بی‌اعتمادی شوند. در حالی‌که هر شهروند جامعه عمیقا نیازمند اعتماد کردن به دیگران است و نیز نیازمند آن است که دیگران به او اعتماد کنند، افراد دو رو سبب می‌شوند که شهروندان نتوانند به دیگران اعتماد کرده و همواره گرفتار رنج بی‌اعتمادی باشند. از جنبه‌ی اجتماعی نیز، دورویی افراد سبب می‌شود که اصل بقاء جامعه و نیز اصل بنای اخلاقی جامعه با تهدید روبرو شود. افراد دو رو و دو زبان جامعه را از حالت طبیعی خارج می‌کنند و آن را در معرض فروپاشی قرار می‌دهند. جامعه‌ای که افرادش نتوانند به هم‌دیگر اعتماد کنند، و یا نتوانند به سازمان‌های مدنی اعتماد کنند در معرض فروپاشی است.
  • دو زبان افراد، آنان را از حالت “پیش‌بینی پذیری” خارج می‌کند. وقتی کسی و یا گروهی به وضعیّت پیش‌بینی‌ناپذیر رسید، دیگر افراد و گروه‌های اجتماعی نمی‌تواند روندهای اخلاقی را در مواجهه‌ی با او رعایت کنند. در حالی‌که اخلاق اجتماعی عمیقا به پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد، دو روها و دو زبان‌ها این نیاز جامعه را زیر پا می‌گذارند. در رینگ مشت‌زنی هم افراد قابل پیش‌بینی هستند، ولی در جامعه‌ی دو رویان و دو زبانان، هیچ‌کس قابل پیش‌بینی نیست. لبخند دیگران به واقع، ممکن است معنای دیگری داشته باشد و هر کس بیم آن دارد که دستی که به سمت او دراز شده است، میل گلویش را دارد و نه دستش را.
  • در انتهای روایت، امام حسن عسکری(ع) دو معیار برای شناخت این افراد بیان می‌دارند: نخست آن که دو رویان و دو زبانان به موفقیّت‌های دوستان خود حسادت می‌کنند و دوم آن‌که ناکامی‌های دوستان خود را با سرزنش‌های خود، بزرگ‌نمایی می‌کنند.

پاسخ دهید