• مهدی نصیری
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما

این فیلم را از آن رو در این کانال (تحقق تمدن تراز در عصر غیبت و روزگار سیطره مدرنیته، امکان یا امتناع؟ tamaddonetaraz@) گذاشتم تا بگویم وجود فقیهی شایسته در راس جمهوری اسلامی از نتایج انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی و در بطن آن سی درصد امکان تحقق جامعه و دولت تراز اسلامی در عصر غیبت و روزگار سیطره مدرنیته است و توجه دادن به این نکته که آن سی درصد (میانگین) در دنیای امروز چیز کمی نیست و ارزش هر گونه تلاش و فداکاری را دارد و البته وقتی ما یک انتظار فوق العاده و ایده آل از جمهوری اسلامی در میان جامعه ایجاد کنیم و در محقق کردن آن انتظار موفق نشویم، اهمیت و عظمت این سی درصد هم تحت الشعاع آن وعده غیر عملی قرار می گیرد .

ضمنا بنده علی رغم آن که در بسیاری از مقالات و نوشته هایم در دوران کیهان و صبح هر جا که لازم دیدم از مقام معظم رهبری تجلیل کردم و اولین سرمقاله را بعد از ارتحال امام در تایید رهبری ایشان در روزنامه کیهان با عنوان انتخاب شایسته نوشتم اما تقریبا در اغلب دیدارهای خصوصی که با ایشان در آن دوران داشتم، یا سخنی انتقادی نسبت به مسائل نظام و مسئولان و باری نیز انتقادی بسیار تند را با ایشان در میان گذاشتم و یا ایده ای را که به ذهنم رسیده بود و مطمئن نبودم ایشان با آن موافق باشند و یا بپسندند را مطرح کردم و همیشه هم ایشان با روی گشاده شنیدند و در واکنش یا سکوت کردند، یا پذیرفتند و یا نقد فرمودند .

یادم می آید باری در یک دیدار سر پایی کوتاه بعد از نماز جماعت در محضرشان، دیدگاهم را در باره نسبت اسلام و تجدد ـ البته خیلی سریع و خلاصه ـ مطرح کردم ؛ ایشان با دقت گوش فرا دادند و فرمودند با نیمی از حرفت موافق و با نیمی از آن مخالف هستم.

علاوه بر این موارد یک بار هم مکتوبی را با محتوایی انتقادی نسبت به امور کشور برای ایشان ارسال داشتم و بعد دریافتم که ایشان آن را مطالعه کرده اند و در مورد محتوای آن هم به خود حقیر نظر انتقادی شان را مطرح کردند.

این مطلب را از این رو می گویم که همه بدانند آنچه اخیرا ایشان در باب جواز انتقاد از رهبری، فرمودند، ممشای جدید ایشان نیست و از روز اول رهبری شان چنین بوده و بنده در دوران کیهان و صبح که جوانی سی ساله بودم، این مساله را شخصا تجربه و لمس کردم .

دیگر آن که به نیروهای انقلابی و حزب اللهی جرات اندیشیدن و آزاد اندیشی را بدهم و این که اگر حتی اندیشه و دیدگاهی خلاف دیدگاه ایشان را مستدل و در چارچوب منطق و اخلاق مطرح کنند نه تنها با مخالفت و خشم ایشان روبرو نمی شوند که با روی گشاده و اغوش بازشان مواجه خواهند بود و احیانا اگر با برخورد و بی مهری کسانی که در اطراف ایشان و دستگاه رهبری و یا نماینده ایشان در دستگاهی هستند هم مواجه شدند ـ که البته بنده با چنین موردی هم هرگز مواجه نشده ام ـ آن را به حساب رهبری نگذارند.

خلاصه در یک کلام رهبری انقلاب نیاز به تملق و ستایش ندارند و بلکه از اندیشه ورزی و آزاد اندیشی و دلسوزی همه نیروها برای کشور و انقلاب حتی اگر همراه با انتقادهایی صریح هم باشد، استقبال می کنند.

پاسخ دهید