• مهدی نصیری
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما
  •  مکاشفه صدرایی در امکان تحقق تمدن تراز دین در عصر غیبت و سیطره مدرنیته

– بر اساس مبانی کلامی تشیع که متخذ از قران و روایات و دلیل عقلی است، قوام نظری و عملی دین خاتم و جامع و جاودانه و جهان شمول در حد مطلوب، به حضور مبسوط الید امام معصوم علیه السلام است و آن گاه که امام در حال ظهور و تقیه و یا در حال غیبت است، در نظام تشریع و هدایت مادی و معنوی و ارکان و اجزای تمدن بشری، اختلال ایجاد شده و بشریت با وضعیتی به غایت بغرنج و با تنگناها و بحرانهایی عظیم مواجه می شود و اگر چه اصل ولایت فقیه و ضرورت مراجعه به فقها در عصر غیبت و نیز میراث معرفتی و علمی دین که عبارت از قران و سنت است، مانع از بن بست و بی هدایتی مطلق و سرگردانی کامل است اما در هر صورت سرگردانی و حیرت و تباهی در حد بالایی گریبان بشر را می گیرد و عرصه را بر مومنان به شدت تنگ می کند.

– شیعه، در عصر حیرت و فروبستگی و تنگنای عدم دسترسی به فصل الخطاب و حجت معصوم خداوند چگونه می تواند مدعی تحقق دولت و جامعه و تمدن اسلامی در ترازی شود که مشکلات جوامع را به نحوی رضایت بخش حل کند و انسان مومن عصر غیبت را از حیرت و سرگردانی و حزن و اندوه رهایی بخشد؟

– اگر گمان کنیم که نه عامل غیبت و نه سیطره مدرنیته، مانعی در راه تمدن سازی در حد مطلوب نیست و مثلا فقه می تواند نظاماتی کاملا اسلامی و بر اساس احکام اولیه ـ و نه التقاطی و تحت سیطره نظامات مدرن ـ بسازد و مدعی تحقق تمدنی دینی مثلا در حد هفتاد ـ هشتاد درصدی شویم، تکلیفی را بر دوش دین و نظام دینی گذاشته ایم که ضمن آن که از عهده آن بر نخواهیم آمد، تحقق همان میزان مقدور و میسور را نیز با مشکلات و تنگنا مواجه خواهیم کرد و جامعه نیز پیوسته با این سئوال و ابهام مواجه خواهد بود که چرا وعده های دینی کردن جامعه محقق نشد و چرا این همه فاصله از دین و ارزشها در زمینه هایی نظیر عدالت، فساد ستیزی، اشرافی گری مسئولان، اخلاق اجتماعی، رفع فقر و شکاف طبقاتی، آسیب های اجتماعی و …وجود دارد و ما اگر در این فضا همچنان بر طبل تمدن اسلامی، جامعه اسلامی و نظام سازی فقهی بیش از حد مقدور بکوبیم، نتیجه ای جز آسیب دیدن دین در ذهن و دل مردم و به خصوص جوانان نخواهد داشت و به سرمایه ای هزار و چهار صد ساله که با چه خون دل خوردنها و خون دادنها به دست ما رسیده است، ضربه های جدی خواهیم زد.

– بارها در این مقالات تاکید کرده ام که این وسع محدود در عصرغیبت برای اصلاح گری و جامعه سازی در روزگار ماده زده کنونی و تحت سلطه استکبار مدرن، بسیار مهم و به حکم شرع و عقل تکلیف مومنان است و برای مجاهدان و کوشش کنندگان در این مسیر، اجری عظیم هموزن و گاه ببشتر از مجاهدان صدر اسلام و در رکاب پیامبر صلی الله علیه و آله نزد خداوند وجود دارد.

– آقای دعایی نوشته اند: «نتیجۀ نگاه شما با نتیجۀ نگاه امثال انجمن حجتیه و روشنفکرنمایان غرب‌زده ـ که با اصل تشکیل حکومت اسلامی مخالفند ـ یکی است.»
با عنایت به آنچه تاکنون گفته ام در پاسخ ایشان عرض می کنم که بر عکس، آرمانگرایی غیر واقع بینانه و انقلابی گری غالیانه می تواند بهترین بستر برای جان گرفتن سکولاریسم سنتی مربوط به انجمن حجتیه و سکولاریسم مدرن مربوط به روشنفکران غربگرا باشد و بر عکس، دیدگاه بنده که هم بر اساس مبانی کتاب و سنت و هم بر عینیت های میدانیِ مبتنی بر درک و تحلیل عقلانی استوار است، می تواند تضمین کننده تداوم با نشاط تر و چابک تر جمهوری اسلامی باشد و اجازه ندهد پشتیبانی از نظام با تعارضات جدی نظری و عملی کاهش یابد و در عین حال باورهای دینی جامعه را از ادبار مردم مصون می دارد.

– در جمهوری اسلامی به خاطر حس و حرص شدیدی که بعضا ـ فراتر از توان و مقدوراتمان ـ برای دینی کردن جامعه داریم، سالها در برابر مثلا ورود زنان به ورزشگاهها مقاومت می کنیم و نسبت به هدم دین و اسلام و حیا و … در صورت وقوع چنین امری هشدار می دهیم، و بعد به یک باره معاون فرهنگی قوه قضاییه و دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی که هر دو در زمره اصولگرایان و انقلابیون هستند و نه لیبرالها و اصلاح طلبها، اعلام می کنند که هیچ مانعی برای حضور زنان در ورزشگاهها وجود ندارد و این می شود ماجرای اون خطاکاری که به دلیل خست به خرج دادن در برابر پرداخت جریمه مالی، هم پیاز را خورد و هم صد ضربه چوب را و هم در نهایت جریمه مالی را پرداحت. بله ما واقعا در برابر کوتاه آمدن از احکام خدا خسیس و سخت گیر هستیم اما تا کلی هزینه های اجتماعی و فرهنگی و … برای آنها نپردازیم و چند چیز دیگر را خراب نکنیم، حاضر به کوتاه آمدن نیستیم ولی بالاخره کوتاه می آییم!

– برادر حوزوی و صدرایی من نوشته است: «جناب آقای نصیری! سخنان شما در باب هویت دین و آموزه‌های دینی، نگارنده را به یاد اشکالات و سؤالات آیة الله قدیری و پاسخ رهبر فقید و عظیم الشأن انقلاب به ایشان انداخت»

اتفاقا مرحوم آیت الله قدیری هم به دلیل عدم اطلاع از عمق تحولات تمدنی دنیای جدید ـ مانند بسیاری از حوزویان محترم ـ تصور می کرد جمهوری اسلامی می تواند با اتکا به احکام اولیه، حکومت کند و هرگز نباید با مراجعه به احکام ثانویه و حکومتی از احکام خداوند کوتاه بیاید اما امام با بیانیه ای که صادر کرده بودند، اعلام داشته بود:

«حکومت، شعبه اي از ولا يت مطلقه رسول الله(ص) است و يکي از احکام اوليه اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعيه حتي نماز، روزه حج است. حاکم مي تواند … هر امري را چه عبادي و چه غير عبادي که جريان آن مخالف مصالح است از آن مادامي که چنين است جلوگيري کند. از حج که از فرائض مهم الهي است در مواقعي که مخالف صلاح کشور اسلا مي است، موقتا جلوگيري کند، … آنچه گفته شده که شايع است مزارعه، مضاربه و امثال آنها با آن اختيارات از بين خواهد رفت. صريحا عرض مي کنم فرضا چنين باشد، اين از اختيارات حکومت است» (صحيفه ، ج۲۰، ص۱۷۰)

– پس این متوهمان تحقق اتوپیای دینی هستند که به معضله ذهنی و فقهی مرحوم قدیری مبتلایند و نه بنده که می گویم برای حفظ نظام و حفظ عقاید دینی مردم از اصل «تحقق احکام الله به هر بهایی» کوتاه بیایید و بر اساس مصالح نظام و کشور عمل کنید و در این فضای ناکارآمدی قانونگذاران و مجریان و خیانتها و چپاول بیت المال و رانت خواریها و ضعف و مماشات دستگاههای حسابرسی و قضایی در برخورد با آنها، این قدر فقه و فقه و دین و دین نکنید تا در ذهنیت جامعه همه کاسه ها و کوزه ها بر سر فقه و دین شکسته نشود.

– برخی متدینان و مومنان انقلابی شیفته اتوپیای دینی در عصر غیبت، همین که در برابرشان سخن از مهدویت و انتظار و نیاز به حجت معصوم خداوند و ناتوانی نسبی از تحقق ایده آلهای دینی بدون حضور معصوم و مانعیت غولی به مراتب قوی تر از منصور دوانیقی ـ که گاه امام صادق علیه السلام را از سر تقیه وادار به کوتاه آمدن و کرنش در برابر این جبار می کرد ـ به نام مدرنیته می گویی و آنان را دعوت به در پیش گرفتن نقشه راهی واقع بینانه تر می کنی، چماقی به نام انجمن حجتیه را بر می دارند و بر سرت می کویند و دوباره بر طبل تحقق اتوپیای دینی در حالی می کوبند که سالهاست در فهم و حل برخی از بدیهی ترین و ساده ترین معضلات کشور درجا زده ایم و مثلا نمی دانیم که اگر یک مسئول یقه سفید و ریش دار و مدعی ولایت مداری در سن ۷۲ سالگی، ۳۶ پست اجرایی و مشورتی را اشغال کند (در حالی که هزاران فارغ التحصیل در حد دکتری بی کار و در استخدام شرکت اسنپ که معلوم نیست بر اساس کدام قاعده فقه نظام ساز زمام حمل و نقل مسافر درون شهری را بر عهده گرفته است، شوند) امری بسیار زشت برای یک نظام دینی است؛ اما ککمان هم نمی گزد و همچنان به ادامه مسیر با بالابردن ولوم شعار حکومت دینی و نظام سازی فقهی و … می اندیشیم.

پاسخ دهید