سه پيام حجت الاسلام غلامى به جامعه علمى كشور

  • تحلیلی بر نامه «رضا غلامی» به «مهدی نصیری»

همچون «سند پایه الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت» معتقدم نامه حجت الاسلام رضا غلامی که از ارکان مهم اداره علوم انسانی و صاحب اقتدار و نفوذ …محسوب می‌شود، یکی دیگر از اسنادی است که …. نیاز به دمیده شدن روحی تازه در کالبد نظام در همه عرصه ها را در مرحله هشدار اعلام می کند.
ذيلا به سه پيام اصلى آقاى غلامى به جامعه علمى كشور اشاره مي كنم:

– پیام اول: فقط کسانی که توسط «ما» مجاز باشند می توانند درباره دین اظهار نظر کنند

غلامی در بند اول این نامه نوشته است «نصیری در قامت یک صاحب نظر دینی به خود اجازه می دهد بدون ارائه بحثی روشمند و مستند درباره همه موضوعات مبنایی دین اظهار نظر کنند» ناگفته آشکار است که پشتوانه معرفت شناسی این عبارات اعتقاد جزمی ایشان به «یک انحصار معرفت شناختی» است که تنها به عده مشخص و معدودی امکان اظهار نظر در حوزه دین می دهد. با توجه به اقتدار نهفته در لحن عبارت، ظاهرا کلید ورود به این «فهرست افراد دارای انحصار» هم در دستان آقای غلامی است و ایشان است که می تواند درباره «مجاز بودن یا نبودن» نظر نهایی را بدهد. با توجه به موقعیت حضرت ایشان در قدرت و علمی نبودن، و حکومتی بودنِ کرسی ای که به پشتوانه آن ایشان چنین نامه ای نگاشته اند، نتیجه می گیریم که «صاحبان قدرت» در ایران لازم است هر از چندگاهی «دایره افراد مجاز به اظهار نظر درباره دین» را اعلام کنند و افراد دیگر چنین حقی ندارند. حال این را مقایسه کنید با حریّت بنیانگذار این نظام که تمام آبروی آن کرسیها و لباس روحانیت در چهل سال اخیر به ایشان است که می گفتند … می گفتند: «مسلمان نیست کسی که مانند آن اعرابی در مسجد کوفه نباشد که چون عمر خلیفه مذهبی و سیاسی مسلمین گفت من اگر خطا کنم چه می کنید، گفت با همین شمشیری که در دست من است درستت می کنیم»
بر پایه همین دیدگاه معرفت شناسانه جناب غلامی است که ایشان چند سطر بعد می نویسد: «آیا سزاوار نیست این دیدگاه ها قبل از درج در رسانه های عمومی در مجامع تخصصی حوزه نقد شود» که معنی آن این است که «آیا سزاوار نیست این دیدگاه ها قبل از درج در رسانه های عمومی در مجامع «مجاز» (یعنی تایید شده توسط ما) فیلتر و در صورت احراز اینکه تکرار مواضع اینجانب و دوستان قدرتمند من است در رسانه ها منتشر شود»؟!

–  پیام دوم: دایره مقدسات و خطوط قرمز معرفتی گسترش یافته است

حالا نگاه کنیم به «موضوعات مبنایی دین» از نظر جناب آقای غلامی: «نفی فلسفه اسلامی/ ترویج نوعی اخباری گری/ بازگویی و ترجمه نظرات فردیدی در باب غلبه مطلق مدرنیته بر عالم/ تحدید و کوچک نمایی مرزها و طاقت فقه شیعه/ (اعلام) ناتوانی فقه شیعه در نظام سازی/ تردید افکنی و کمرنگ سازی بروز و ظهور عینی اسلام در قالب تمدن نوین اسلامی در دوران غیبت امام زمان» جا دارد که جناب غلامی گله‌ای هم از اطلاع‌رسانی ضعیف نهادهای مسئول داشته باشند که چرا محققان و صاحب نظران «غیرمجاز» را از آخرین تغییرات «فهرست مقدسات و خطوط قرمز» مطلع نکرده اند. مستقل از فحوای این اطلاعیه اصول عقاید جدید، از جناب آقای غلامی باید پرسید که مثلا چه تفاوتی هست میان جناب آیت الله میرباقری رییس فرهنگستان علوم اسلامی قم و برخی مراجع تقلید و آقای مهدی نصیری که هر سه فلسفه اسلامی را نفی می کنند، اما فقط برخی «غیرمجاز» و «نافی مبانی دین» محسوب می شوند؟

– پيام سوم: هرکس بگوید فقه {موجود}قدرت پاسخگویی به انتظارات را ندارد،
«حجتیه»، «زیرآب زن اندیشه اسلامی»،‌ «ضد انقلاب» و «ضدولایت فقیه» است

باقی سطور نوشته جناب اقای غلامی بعد از رد فردید (که معلوم نیست بدون او آقای غلامی و امثال ایشان چطور می توانستند تصوری از غرب و غرب ستیزی پیدا کنند) بیان این مساله است که چون آقای نصیری توانایی نظام سازی در فقه نمی بیند پس دارد زیر آب کل اندیشه اسلامی و حکومت اسلامی و تمدن اسلامی و امام و رهبری را می زند و خب تکلیف ایشان مشخص است و تلویحا اینکه باید منتظر عواقب حرفهایش هم باشد.
گذشته از اينكه اولين كسى كه توانايى فقه موجود در نظام سازى را با تأسيس نهاد مجمع تشخيص مصلحت نظام كه كارويژه آن دور زدن شوراى نگهبان است زير سؤال برد، خود حضرت امام بود و مجلس خبرگان سال ۶۸ هم بر همين مبنا عمل كرد، پرسش من از آقای غلامی این است که به نظر شما گفته یک شخصیت حاشیه ای مثل آقای نصیری اعتبار و اقتدار فقه را زیر سوال می برد یا تجربه سى ساله کسب و کار ده ها موسسه آموزشی و پژوهشی … که مشغول نظریه پردازی درباره «امکان و چیستی علم دینی» هستند از يكطرف و اجرای بدترین نسخه های مدرنیزاسیون پهلوی و غربی به اسم مصلحت و با پوشش اسلامی از طرف ديگر و در واقع محروم ماندن هم از تجربه غرب و هم از آرمانهای بلند دینی همچون عدالت و آزادی؟
آیا به جای پاک کردن صورت مساله و منکوب کردن کسانی مثل نصیری که دلمشغول … دین و ایمان و تشرع … ملت هستند بهتر نیست که از خود شما و بزرگان دیگر که نزد خدا و مردم و شهدا مسئول هستید بپرسیم که چرا در شرایطی که جامعه ایرانی در … انواع مسائل و مشکلات اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی و سیاسی و آموزشی دست و پا می زند، امپراطوری «علوم انسانی اسلامی» شما هیچ اصلا لحظه ای هم مکدر نمی شود و همچنان در همان مسیر لفاظی و بازی ایدئولوژیک با تراث و شعارها و هدر دادن بیت المال پیش می رود و تنها نگرانیش امثال «مهدی نصیری»هاست که مبادا حرفی خارج از «چارچوب مجاز» بزنند؟

یک دیدگاه دربارهٔ «واکنش به مناظره قلمی مهدی نصیری و رضا غلامی»

  1. ناشناس

    تصور شما غلط است.

پاسخ دهید