• محسن مهاجرنیا
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما

به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع‌رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، همزمان با چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، نخستین پیش‌نشست علمی در راستای همایش «نقش انقلاب اسلامی در تأسیس و توسعه علوم انسانی» با موضوع ”فلسفه سیاسی در ساحت انقلاب اسلامی برگزار شد. (در اینجا بیشتر بخوانید)

دکتر محسن مهاجرنیا در خصوص هویت معرفتی فلسفه سیاسی اسلام گفت: فلسفه سیاسی بر مبنای برهان و ایقان به واقعیات سیاست نگاه می‌کند و وارد عالم حقایق آن می‌شود. منشأ انتزاع این دانش واقعیات خارجی سیاست است اما قضایای آن خارجیه نیست. منبع آن عقل است که از نظامات اعتقادی و اخلاقی و سیاسی تغذیه می شود. تاریخ فلسفه سیاسی نشان می‌دهد که به لحاظ محتوایی ریشه در قرآن و روایات دارد اما به لحاظ نظم معرفتی و دیسیپلین علمی با فارابی شکل گرفت . بوعی سینا آن را غنی سازی ارزشی و بوعلی مسکویه آن را بستر سازی اخلاقی و خواجه طوسی آن را بسترسازی سیاسی وملاصدرا آن را بازخوانی معرفتی نمود و امام خمینی آن را اساس انقلاب اسلامی قرار داد. در طول تاریخ اسلام به دلیل حضور گسترده فقه در عرصه زندگی و واقعیت های تاریخی ، دانش های دیگر به حاشیه رفتند و فقه از آنها به مثابه مبانی و مبادی بهره می گرفت . به همین دلیل در گذشته فلسفه سیاسی نتوانست غنای معرفتی خود را ظهور و بروز بدهد.اگر چه با تحمیل مبادی خود به دانش فقه، به تعبیر شهید مطهری مقدمه همه معارف شد و به تعبیر شهید صدر اصول فقه موجود تحقق منطق در دستگاه فقهی است و به تعبیر علامه طباطبایی قیاس مساوات همان اولیات منطق است که در همه معارف دینی ما از آن استفاده می کنیم..
مهاجرنیا گفت: بعد از انقلاب اسلامی، فلسفه سیاسی شکوفا شد به لحاظ منشی انتزاع در شرایط انقلاب و دنیای مدرن غنی‌سازی شد. موضوع بسیط اولیه که در قالب نظم شاهی در مدینه فاضله یا غیر فاضله بود، ارتقاء یافت و در تحلیل رویکردهای مدرن به «قدرت سیاسی» همانند: مردم سالاری دینی و نقش برجسته مقبولیت اجتماعی درشکل گیری، ساختار، اعمال، توزیع و مهار قدرت در مناسبات پیچیده دنیای امروز، ارتقاء یافت و به دلیل تطور درنظام های سه گانه پشتیبان فلسفه سیاسی یعنی نظام اعتقادی، نظام اخلاقی و نظام سیاسی ، این دانش هم فربه شد و امروز نه به عنوان یک گرایش در فلسفه عمومی و یا صرفاً به عنوان فلسفه مضاف به سیاست و نه به عنوان یک معرفت میان رشته ای بین سیاست و فلسفه بلکه به عنوان در قواره دستگاه معرفتی و دیسیپلینی مطرح است
در پایان ایشان اضافه کرد : البته در مقابل این خدمات برجسته انقلاب اسلامی به رشد و غنای فلسفه سیاسی، این دانش هم به انقلاب اسلامی در عرصه‌های آرمان گرایی، ژرف اندیشی، راهبردگرایی،اندیشه ورزی مبناگروی و پیوند و ارجاع سبک زندگی به حقایق، کمک کرده است:
ادامه دارد. . .

پاسخ دهید