• محسن مهاجرنیا
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما

فاصله های سیاسی و شکاف های جناحی چگونه به انسداد فکری و تصلب و تحجر ایدئولوژیک منجر می شوند؟
چند صباحی در دنیا قانونی به اسم FATF به معناي قانون اقدام مشترک مالی در دنیا تصویب شده و همه کشورها بجز ایران و کره شمالی که با آمریکا مشکل داشتند عضو آن نشدند. عضویت در این قانون ضررهایی دارد و در شرایط بحرانی امروز منافعی هم دارد.
دعوای امروز عمده اصولگرایان و اصلاح طلبان بر سر پذیرش و عدم پذیرش آن است. هر جناحی هم استدلال های خود را مطرح و نتایج دیدگاه مخالف را بیان می کند
تا اینجای کار، خیلی منطقی و برای کشور ارزشمند است.
معمای FATFهمانند خیلی از قرارداد های معاهدات دیگر بین المللی است..
سوال این است که چه باید کرد؟
مقام معظم رهبری، حکیمانه تصمیم گیری در مورد آن را به کارشناسی مجلس و شورای نگهبان ارجاع داده است.
گفتگو ها در باره موضوع این روزها، همانند برجام دارد می شود که مکمل هم نیست. سبب هم افزایی در کشور نیست. شکاف ها و جدایی نیروهای انقلاب را تشدید می کند و نهایتا هر جناحی که سمبه اش پر زور باشد حرفش را به کرسی می نشاند.
همانند ماجرای برجام که در دوره احمدی نژاد اصولگرایان با برنامه ریزی نمی خواستند با غرب در مورد حل بحران هسته ای و رفع تحریم ها کنار بیایند و جلیلی آنطور مامور مذاکره شد و مجلس هم برای خروج از آن پی تی و… مصوبه گذراند و آن آثار و تبعات را برای کشور داشت و در دوره روحانی اعتدال گرایان و اصلاح طلبان، دنبال رفع مشکل هسته ای و برداشتن تحریم ها بودند و ظریف مامور شد تا مشکل را حل کند و آنطور مذاکره کرد و مجلس هم برجام را تصویب کرد تا به نتیجه رسید و آثار و نتایج خود را داشت.
تا اینجای کار باز همانند همه کشورها طبیعی می نماید اما موضوع این است که در این رفتار جناحی ترازوی سنجش و معیار خوبی و بدی کار که رهبری فرمودند منافع ملی است فراموش می شود و کسی دنبال نزدیک کردن مواضع دو تفکر نیست هر کس به طبل خود می کوبد و روز به روز فکرش ایدئولوژیک تر و اعتقادی تر می شود و از دل این مناقشه دو جریان افراطی در میان هواداران اصولگرایی و اصلاح طلبی به نام ” افراطیون” تقویت می شوند که طرف مقابل را در حد خائن، احمق خودفروش،ضد انقلاب، ضد ولایت و غرب‌گرا و منحرف، فراماسونر، ليبرال
آلت دست استکبار و دولتش را مضر به حال ملک و ملت معرفی می کند.
سوال این است که در این شرایط چه باید کرد؟
حقیقت این است که “افراطیون” در حد تکفیری، نبض دنیای مجازی را به دست گرفته اند و با ساختن فیلم ها و کلیپ ها و مطالب اندیشه غیرسازنده و متصلب خود را به خوانندگان تزریق می کنند و نوع خوانندگان هم به راحتی و بدون تحقیق آن را فوروارد می کنند.
نتیجه این شده است که جامعه با بی توجهی به منافع ملی و مصالح دینی و اجماع ملی، روز به روز دچار تشدید شکاف ها و سرمایه سوزي های فکری و انسانی است و مشکلات اقتصادي و سیاسی هم فرصتی برای گسترش بی رویه موج “جریان افراطی” از هر دو جناح شده است.
مقتضای عقلانیت آن است که همه کمک کنیم تا فضا آرام شود و عقلای قوم از هر دو جناح در زیر چتر نظام اسلامی و رهبری، با درک شرایط تاریخی و ضرورت عبور از شرایط دشوار امروز ی میدان داری را از جریان تند تکفیری بگیرند و اندیشه ناب انقلاب اسلامی را بازخوانی، بازسازی و مبنای اندیشه ورزی کنند.
ودر غیر این صورت فرصت ضربه زدن به انقلاب اسلامی را در اختیار دشمن قرار داده ایم..
ادامه دارد . . .

پاسخ دهید