• محسن مهاجرنیا
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما

فلسفه انتخاب این عنوان برای این یادداشت، دو اتفاقی است که یکی در هفته قبل و دیگری دیشب برایم اتفاق افتاد.
هفته گذشته کتابی می خواندم با عنوان «کارناوالی شدن عزاداری عاشورا» که نویسنده آن در صدد بود پدیده کارناوالی که در جشن ها و شادی های دنیای مغرب زمین اتفاق افتاده را بر مراسم عزاداری امام حسین(ع) تطبیق دهد. نویسنده با نادیده گرفتن اعتقادات و پیش زمینه های رفتاری در دو سنخ مراسم تنها به ظواهر و صورت عمل بسنده کرده بود و با معرفی کردن مراسم مذهبی عاشورا به عنوان عرفی شدن ، دچار خبط بزرگی شده بود. او با ذکر ویژگی های کارناوال همانند؛ آزادی مشارکت در برگزاری مراسم و هیئت ها ، سهولت دسترسی به فضا- مکان، وفور غذا و نوشیدنی ، به هم ریختن روابط اجتماعی و مردمی بودن مراسم اشاره می کند
اما از این مهم غفلت می کند که در آزادی برگزاری یک هیئت حسینی همه کسانی که امکانی دارند از همه چیزشان در هدیه با قصد قربت ایثار می کنند .
نمی گوید که در وفور خوردنی و نوشیدنی غذای نذری و شفا بخش حسینی را مردم با اعتقاد مصرف می کنند و گاهی ساعت ها برای شفا و تبرک در صف غذا می ایستند .
به این مهم اشاره نمی کند در ایام عاشورا جرم و فساد کم می شود و حتی آدم های لاابالی حرمت محرم را نگاه می دارند بلکه بر عکس آن نتیجه گیری شده است.
نویسنده به بررسی تطبیقی سه نمونه از مراسم عزاداری های تهران مبادرت می کند که یکی را دولتی و طرفدار نظام سیاسی معرفی می کنند .دومی را سنتی و سومین هیئت که از شمال تهران انتخاب شده است نمونه برجسته کارناوالی می داند که به تعبیر او همه ویژگی های کارناوال را دارد . مراسمی شاد، بدون لباس سیاه ، بدون سخنران روحانی ، با نوحه های عاشقانه آن طرف مرزی، با تسهیل در روابط جنسی دختر و پسر با ماشین های لوکس، با جوک و تمسخر و قواعد شکنی فرهنگ رسمی ، همراه بوده است.
اشکال علمی آن کتاب این بود که با مطالعه یک مورد ، هم در انتخاب عنوان و هم در عبارت پردازی های کلی،نشانه شناسی ها و انطباق سازی ها، به دنبال تعمیم سازی ناروایی برآمده بود.
دیشب توفیقی دست داد که به دعوت استاد فلاح زاده از اساتید حوزه، در مراسم عزاداری لرتبارهای مقیم قم در امامزاده شاه جمال قم ، حضور پیدا کنم و ناخواسته ذهنم به انطباق سازی محتوای آن کتاب با این مراسم ، می رفت و با خود می گفتم جامعه شناسی ما در دانشگاه ها به کجا می رود ؟ با چه برداشتی مراسم استعلائی عاشورایی را با مراسم کارناوالی عیاشی غربیان مقایسه می کنند ؟ بر پایه چه داوری ای صورت های بریده از سیرت ها را با هم تطبیق می دهند ؟ چگونه مراسم و هیئت هایی که خود نویسندگان هم اذعان دارند انحراف از مراسم اصیل و انقلابی عاشورائی است، ملاک داوری و مقایسه با رسوم غربیان می شود؟
سخنران حاج آقای مبلغی نماینده خبرگان لرستان بود که خیلی عالمانه و محققانه درباب خطبه های امام حسین (ع)در روز عاشورا سخنرانی می کرد. در ادامه دو مداح به روضه خوانی و نوحه سرائی پرداختند.
محتوای اشعار که با لهجه لری ادا می شد بسیار نغز و پرمعنا بود. چراغ ها هم خاموش بود اما صدای گریه عاشقانه شنیده می شد. اگر چه لهجه لکی را من متوجه نمی شدم اما از گریه های استاد فلاح زاده ، معلوم بود که اشعار حزینی خوانده می شد .یکی از اشعار که سرنوحه ، نوحه گو بود مرا به خود جذب کرد. تا آنجا که بعد از مراسم هم از نوحه گو پرسیدم شعر آن از کیست و او گفت سروده خودش است.
مضمون شعر این بود که « روز عاشورا حرمله با تیر و کمان آمد به میدان ، به علی اصغر بگوئید او هم به میدان بیاید.» شعر نوحه برایم دو معنا را متبادر می کرد . یکی اینکه در زمانی که خبیث ترین و پلیدترین عنصر یزیدی که تیرانداز زبردستی بود از جبهه یزید به میدان آمد، در جبهه امام حسین(ع) کسی جز شیرخواره نمانده بود و او می بایستی به میدان می رفت تا از دین خدا حمایت کند. معنای دوم آن بود که همانطوری که در جنگ احزاب پیامبر اسلام(ع) در مقابل عمروبن عبدود قهرمان عرب ، علی بن ابیطالب جوان کمتر از ۲۵ ساله را به مقابله با او فرستاد .
در عاشورا هم در مقابل تیرانداز عرب باید غیرتمندی از نسل علی(ع) آن هم یک شیرخواره در شرایط سخت تشنگی و فشار به میدان برود تا در تاریخ بماند که دشمنان تشیع ، همواره در ژست قدرت عمروبن عبدوّدی و حرمله ای و صهیونیستی و امریکائی ، نتوانسته اند هماورد غیرتمندان بدر ،خندق، حنین، عاشورا ،انقلاب اسلامی و انقلاب جهانی مهدوی باشند.

پاسخ دهید