آگاهی اندک و گاه ناآگاهی امثال من از مطالعات و پژوهش‌های غربی‌ها و حتی اندیشمندان جهان اسلام در موضوعات مختلف کاستی آشکاری است که برای زدودن آن باید به صورت سازمانی چاره‌اندیشی کرد. ابزارهای نوین ارتباطی و اطلاع‌‌رسانی ما را در برابر ویترین این پژوهش‌ها قرار می‌دهد، اما فهم درست آن چه می‌اندیشند و آن چه می‌نویسند نیازمند کوششی دیگر است.
پس از نشر یادداشت پیشین در باره تاریخ نهاد مرجعیت، همکار گرامی سرکار خانم دکتر مخبر دزفولی از سر لطف یادداشتی فرستادند که عیناً تقدیم دوستان می‌شود. خانم دکتر مخبر دزفولی عضو هیأت علمی گروه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی با پیشینیه تدریس در دانشگاه‌های اسلامی لندن، کمبریج و آکسفورد و عضو انجمن نسخ خطی اسلامی دانشگاه کمبریج هستند که در حال حاضر در آتن به سر می‌برند و جامعه علمی از آثار قلمی و فعالیت‌های آموزشی ایشان بهره‌مند است. از ایشان صمیمانه تشکر می‌کنم و توفیقات هر چه بیشترشان را از خداوند متعال خواهانم. متن یادداشت چنین است:

با سلام و تقديم احترام، از مطالعه مصاحبه مكتوب جناب عالی درباره تاريخ مرجعيت بسیار بهره مند شدم. به نظر می‌رسد این موضوع سال‌هاست که در مراکز مطالعات ایرانی در دانشگاههای غربی مورد توجه بوده است. افرادی چون پاتریشیا کرون، سعید ارجمند، مارتین هیندز، عبدالعزیز ساچدینا تالیفاتی در این زمینه منتشر کرده اند؛ در سال ۲۰۰۶ م. پروفسور لیاقت تکیم کتابی با عنوان” جانشینان پیامبر؛ کاریزما و مرجعیت در تشیع” نوشت که از آثار ارزشمند در باره مرجعیت شيعه به شمار می‌رود. این آثار بیشتر با رویکرد فقهی و سیاسی نوشته شده‌اند. سال ۲۰۰۷م. در دانشگاه آكسفورد ضرورت نگارش تاريخ مرجعيت مطرح بود. این پروژه در انستیتوی مطالعات شرقي دانشكاه آكسفورد و تحت نظارت پروفسور ادموند هرزيگ شروع شده و تا سال ۲۰۱۲ م. پايان‌نامه‌هايي در باره آيت‌الله خويي، امام خميني و آيت‌الله بروجردی تصويب شده بود و به صورت جدی و پیوسته مطالعاتی انجام می‌شد.
https://ora.ox.ac.uk/objects/uuid:ce1103b9-6a79-4135-8534-783830e68379
همچنین در سال ۲۰۱۰ م. کنفرانسی با عنوان “مرجعیت شیعه از از قرن شانزدهم تاکنون”، با رویکرد تاریخی در دانشگاه سوآز برگزار شد که این بنده هم مقاله ای را با عنوان زیر در آن ارائه کردم:
Muhaqiq Karaki and his treatise about Friday Prayer
به یاد دارم در آن نشست، چنین پرسش‌هایی مطرح شد :چه ضوابطي وجود دارد تا كسي به مرجعيت برسد؟ چه نهادي مسؤول معرفي و تأييد مجتهدان است؟ چه مطالعاتي در ايران درباره تاريخ مرجعيت شده است؟ در چه دوره‌ای به جز دوره مشروطه و انقلاب اسلامی مرجعیت شیعه نقش سیاسی داشته است؟ و ..
https://www.scribd.com/doc/79136899/Shia-Studies-No-1
در باره مرجعیت زنان در تشیع هم مطالعات فراوانی شده است. “عالمات، محدثات و مجتهدات؛ مرجعيت زنان در تشيع از گذشته تا به حال” عنوان كنفرانسي در سال ۲۰۱۴م. در دانشگاه پرينستون بود كه مقاله‌ای از این بنده هم در آن با این عنوان ارائه شد:
Amina Beigum, Bintul Majlisi, on the chain of the ‘Alimat and Muhaddithat in Safavid Isfahan”
https://www.princeton.edu/iran/events/FemaleReligiousAuthority.pdf
مجموعه مقالاتی هم تحت عنوان “مرجعیت زنان در تشیع؛ از گذشته تا حال” با ویرایش میرجام کنکلر و کوین استوارت در خرداد ۲۰۱۹ م. چاپ خواهد شد:
http://ijtihadnet.com/book-female-religious-authority-in-shii-islam-past-and-present
اميدوارم اين مصاحبه وزين شما آغازي نیکو براي پژوهش‌های ارزشمند در اين زمينه باشد.
با احترام، فهیمه مخبر دزفولی ـ ۲۶ دی ۱۳۹۷